پنج شنبه: معمولاْ بین ورزش و وعده اصلی غذام دو ساعتی فاصله هست. تابحال توی این فاصله چیزی نمیخوردم بجز گاهی یک لیوان چای یا قهوه. ولی الان دو جلسه ای هست که بنا به کامنتی که شری توی انارستان گذاشته بود سعی میکنم حداکثر نیم تا یک ساعت بعد از تموم شدن ورزشم یک خوراکی سبک با ترکیبی از کربوهیدرات و پروتئین خورده باشم. پریروز یک لقمه کوچولو نان و پنیر خوردم، امروز ۵ تا بادام با یک گاز نان سنگک تازه. اینطوری هم تا موقع ناهار خیلی گرسنه نمیمونم و هم بعد از غذا احساس سیر بودنم دوام بیشتری داره.
سه شنبه: خوب میتینگ هنوز شروع نشده ولی من پست این هفته رو میگذارم که بتدریج کاملش کنم. الان هم دارم خرت خرت هویج گاز میزنم، گرسنمه ولی چون بعدازظهر بستنی خوردم -۴ قاشق گنده- برای اینکه کالری هام بالا نزنه میخوام اشتهام رو کنترل کنم تا موقع شام. شام هم ساده است، یک خوراک که با اسفناج و عدس پخته درست میشه، همراه با نان و سالاد. (خیلی وقت بود اینجا گزارش غذایی نداده بودم)
یک لیوان آب طالبی هم همین حالا جلوم سبز شد! جای همگی خالی :)
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387ساعت 19:44  توسط شانه بسر
|
پنج شنبه: میشه من یکم غر بزنم و غیبت کنم؟ آقا این مدیر باشگاه ما خیلی ٪פ٪%$#&* هست، کی تا حالا دیده که شاگردها وسائل ورزشی باشگاه رو خودشون تهیه کنند؟ این خانوم میگه برای کار با توپ بدنسازی باید هرکس توپ خودشو داشته باشه، جالبه که بقیه چیزها مثل تشک و دمبل و چوب و استپ و کلاْ هر وسیله دیگه ای که ممکنه موقع ایروبیک به کار بیاد توی باشگاه موجوده و بصورت عمومی در کلاس های مختلف ازشون استفاده میشه -همونطور که توی تمام باشگاه ها هست- ولی توپ رو باید شاگردها خودشون تهیه کنند و بذارند توی باشگاه، یا هر دفعه با خودشون بیارند و ببرند، توپ تنیس هم که نیست توی جیب جا بشه! یک توپ به قطر ۷۰ سانت!
من که انقدر از این سیستم غیرمنطقی شاکی بودم گفتم به هیچ عنوان توپمو توی باشگاه نمیگذارم، هر جلسه ای که قرار باشه با توپ کار کنیم با خودمم میارمش و برمیگردونم خونه. ولی خوب توپ به این بزرگی رو آدم بخواد سه تا بلوک پیاده دنبال خودش بکشونه یکم تابلوئه، برای همین مجبورم بادشو خالی کنم و بندازمش توی کیسه ای چیزی و همراه تلمبه اش ببرم باشگاه پرش کنم، بعد از کلاس هم دوباره همین پروسه رو تکرار کنم و برگردم خونه دوباره توپه رو باد کنم. باد کردن توپ هم یک چیزی حدود ۱۰ دقیقه زمان میبره. خلاصه که برنامه ای شده برام با این حس مبارزه جوییم! فکر کنم امروز قیافه ام دیدنی بود در حالیکه از ناچاری قبل از همه هم رسیده بودم باشگاه و داشتم توی سالن فیس فیس توپ باد میکردم و به زمین و زمان و آدمهای سوء استفاده گر بد و بیراه میگفتم!
چهارشنبه: دیروز سر کلاس موقع دویدن من شدم نفر اول صف. ما چون توی سالن هستیم و خوب سالن هم اونقدرها بزرگ نیست پشت سر هم و به صف میدویم، گاهی وقتها مربیمون جلودار هست و گاهی هم کنار می ایسته و ما رو کنترل میکنه. نفر اول صف همیشه یکی از دوستامه و من دومی هستم، ولی دیروز مربیمون خودش ندوید، دوستم هم حالش زیاد خوب نبود و خلاصه من افتادم جلوی صف. به این نتیجه رسیدم که هنوز خوب نمیتونم ریتم دویدن و سرعتم رو یکنواخت حفظ کنم. همچنان هم بصورت ناخودآگاه عضلاتم رو منقبض میکنم و زیادی قدرتی میدوم، فکر کنم برای همینه که گاهی زود خسته میشم. هی مربیمون داد میزد شانه بدنتو آزادتر نگه دار، شانه دوی سرعت نمیری، این استقامتیه، شانه نرم تر بدو، شانه بازوهاتو شل کن...
بعدش هم کلی حرکات قدرتی انجام دادیم، از اون مدل هایی که وقتی حرکت تموم میشه دیگه روی زانوهات بند نیستی. بعد از ظهرش هم قرار بود برم خونه دوستم توی شهرک بغلی، دیدم هوا خوبه جوگیر شدم و پیاده رفتم و برگشتم. خلاصه امروز رسماْ احساس میکنم پاهام مال خودم نیست، خدا به داد برسه فردا!
+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم شهریور 1387ساعت 12:50  توسط شانه بسر
|
یکشنبه: این هفته زیاد راجع به ورزش ننوشتم ولی خوب برنامه ام مرتب بود و تمام جلساتم رو رفتم. گفتم بیام چندتا از نکته هایی که مربیمون به روزه دارها تذکر میده اینجا بنویسم، شاید به درد شما هم خورد. اول اینکه بدون سحری ورزش نکنید و کلاْ سعی کنید روزه گرفتنتون بی سحری نباشه، توی وعده سحری از غذاهای چرب و سنگین یا غذاهای شور و خشک استفاده نکنید، مخصوصاْ اگه میخواهید توی طول روز ورزش هم بکنید. سوپی که داخلش سبزیجات مختلف داشته باشه و با آب گوشت یا مرغ پخته باشه خیلی مناسبه. خرما و عسل حتماْ توی برنامه غذاییتون داشته باشید.
موقع ورزش حواستون به ریتم ضربان قلبتون باشه، نباید ضربان قلبتون رو بالا ببرید و شدت ورزشتون باید در محدوده ملایم باشه. موقع دویدن حتماْ وسطش راه برید، حرکات قدرتی سنگین رو انجام ندید، و نیازی نیست با وزنه کار کنید. ورزش نباید به هیچوجه شما رو خسته کنه یا به حدی برسونه که احساس کنید انجام حرکات براتون سخت شده.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم شهریور 1387ساعت 12:58  توسط شانه بسر
|
جمعه: آقا باور کنید که ورزش چالاکی آدم رو بیشتر میکنه، نمونه اش خودم که امروز صبح یک پشه در حال پرواز رو توی هوا با دست شکار کردم! بماند که بعدش تا دو ساعت داشتم جیغ میزدم و دستمو میشستم و ضدعفونی میکردم ولی خوب ته دلم خوشحال بودم که روی اون پشه ملعون رو کم کردم. خواب برای من نگذاشته بود این چند شبه!
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه پنجم شهریور 1387ساعت 13:11  توسط شانه بسر
|