زانوی راستم بدون اینکه درد داشته باشه یا مشکلی توی حرکت دادنش باشه موقع جمع و باز کردن مفصلش کمی قرچ قرچ میکنه. نه اینکه صداش بلند باشه! وقتی دستمو میذارم روی کاسه زانو و حرکتش میدم احساسش میکنم. البته چیز جدیدی نیست. من این مسئله رو با کتفم هم دارم که بخاطرش رفته بودم پیش ارتوپد، دکتر بهم گفت اصلاْ موضوع مهمی نیست و به این مورد میگن snapping joints و کار خاصی هم نمیشه براش کرد چون اصلاْ مورد درمانی محسوب نمیشه، دارو یا مکمل هم نیاز نداره و فقط بهتره برنامه ورزش و نرمش داشته باشم. حالا امروز وقتی مادرم رفته بود پیش پزشک خانوادگیمون موضوع زانوی من رو هم بهش گفته بود و شرح حال داده بود و ازش راهکار خواسته بود (چون من کلاْ تا رو به قبله نشم دکتر نمیرم و باید با ضرب و زور و کشون کشون منو برد! با عرض معذرت از دکترهای گل انارستانمون البته! شماها فرق دارید) این دکتر هم معتقد بود اگه زانو درد نداره جای نگرانی نیست و حتی عکس گرفتن از زانو رو هم ضروری ندونسته بود. فقط توصیه کرده بود که اینجانب -ضمن مصرف کافی لبنیات- بی تحرک نباشم و کمی ورزش کنم! حالا با توجه به اینکه من در هفته حداقل ۶ ساعت برنامه ورزشی دارم (که ۴.۵ ساعتش همچین اساسی هم هست) موندم دیگه چکار کنم که ثابت بشه بابا والا من فعالیت بدنی دارم؟! اینم بگم که مدتی مکمل گلوکزامین+کندروئیتین هم میخوردم که به دستور پزشک قطعش کردم، چون میگفت برای سن و سال ماها ضرورتی به خوردنش نیست.
حالا دارم فکر میکنم نکنه دویدن روی تردمیل این قضیه رو تشدید کرده باشه، اگه بتونم جایی پیدا کنم که توی سالن بدوم حتماْ اینکارو میکنم.
+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم آبان 1387ساعت 18:49  توسط شانه بسر
|
* دیشب شام مهمون بودیم. غذاها به نظرم خیلی چرب اومد، حتی با وجودیکه بیشتر خوراک های سبزیجاتی خوردم مثل دلمه کلم و گل کلم سوخاری و برانی اسفناج و سالاد. ولی کلاْ دیگه غذایی که بعد از خوردنش کف بشقاب چرب بمونه تحملش برام سخته هرچقدر هم که خوشمزه باشه. امروز صبح اصلاْ میلی به صبحانه نداشتم، اون هم من که همیشه خیلی با اشتها صبحانه میخورم. نصف هر روز خوردم و رفتم ورزش (البته نه همون موقع). بعد از ورزش حالم یکم جا اومد و دوباره گرسنه شدم :) خوب بابا انقدر روغن نریزید توی غذاهاتون دیگه!
* برای این برنامه ۲۴ هفته ای که با بچه ها داریم انجام میدیم هفته ای دو روز میرم یک باشگاه دیگه که فقط نیم ساعت از تردمیل استفاده کنم ولی روی تردمیل یکم حوصله ام سر میره. روزهایی که با مربی خودمون کار میکنم و دور سالن میدویم یا وقتهایی که بیرون پیاده روی کنم رو بیشتر دوست دارم. با موزیک این باشگاهه هم بفهمی نفهمی مشکل دارم. نمیخوام غر بزنم ها ولی آخه من با ساسی مانکن و لیلا فروهر و اینا چطوری بدوم؟ تمام حس ورزشم میپره! خودم اگه بخوام هدفون توی گوشم بذارم مجبور میشم صداش رو خیلی بلند کنم، من هم که نمیخوام اعصاب شنواییم رو خراب کنم و سمعک لازم بشم!
* یک چیزی هم بگم که ربطی به رژیم و ورزش نداره ولی شاید دور از جونتون به دردتون خورد. دیروز دستم در کسری از ثانیه خورد به اتو. فوری گرفتمش زیر آب سرد و بعدش هم پماد سوختگی زدم روش. یک چند ساعتی پماده روی دستم بود تا وقتی خواستم برم بیرون دیگه شستمش. توی مهمونی احساس میکردم یکم میسوزه و گزگز میکنه که به پیشنهاد خواهرم روش کمی خمیردندون مالیدم. باورتون نمیشه ولی خیلی مؤثر بود. هم دستم خنک شد و هم قرمزیش خیلی کم شد. الان هم فقط اندازه یک سوم جای سوختگی کمی قرمز مونده و بقیه اش نرمال شده.
خلاصه که بچه ها، موااظب .. باشییییییییییییید!
+ نوشته شده در شنبه یازدهم آبان 1387ساعت 13:5  توسط شانه بسر
|
چهارشنبه: تا چشم هم میزنی هفته جدید شروع میشه! حالا فعلاْ گزارش هفته قبل رو بدم تا به این هفته برسیم. در طول هفته قبل کار مثبتم این بود که به کرم ابریشم و بقیه شرکا پیوستم برای برنامه ۲۴ هفته ای دو، و خیلی از این بابت خوشحالم. کار منفیم هم این بود که.. بگم؟ خوب، یک عالمه شیرینی خوردم! بعد از دو سه هفته که خونه کاملاْ از هر نوع شیرینی جات پاکسازی شده بود ییهو همسایه مون برامون یک جعبه شیرینی سوغاتی آورد که روم به دیوار خیلی خوشمزه بود، یعنی من تا حالا از اینا ندیده و نخورده بودم. یک چیزی بود شبیه این کوکی های شکلاتی که توش گردو و کشمش هم داشت. من یک دفعه به خودم اومدم و دیدم دارم روزی دو تا ازش میخورم اینه که فوراْ تحت یک سری اقدامات امنیتی بقیه جعبه رو... چی؟ فکر کردید انداختم دور؟ نخیر :)) بسته بندی کردم گذاشتم توی فریزر برای مامان اینها که وقتی از مسافرت اومدند سهمشون محفوظ باشه. موضوع اینه که من وقتی این هله هوله ها جلوی چشمم نباشه باهاشون مشکلی ندارم، یعنی ممکنه سه ماه هم توی کمد یا یخچال یا هرجای دیگه باشه و من اصلاْ نرم طرفش و حتی هوسش هم نکنم، فقط نباید روی میز جلوم باشه، جل الخالق! فکر کنم برای من الیاس یا به شکل قناد باشه یا شیرینی پز یا شکلات فروش!
+ نوشته شده در چهارشنبه یکم آبان 1387ساعت 11:57  توسط شانه بسر
|